این که چقدر از آن روز ها گذشته …
یا اینکه چقدر هر دویمان عوض شده ایم…
یا اینکه هر کداممان کجای دنیا افتاده ایم…
اصلا مهم نیست …
باز باران که ببارد ،
هروقت که میخواهد باشد ،
دلم هوایت را میکند …
بی وفا !!
ایـن روزهـا نـه مـجـالـی…
بـرای دلـتـنـگـی دارم…
و نـه حـوصـلـه ات را..
ولـی بـا ایـن هـمـه،
گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد . . .
این که چقدر از آن روز ها گذشته …
یا اینکه چقدر هر دویمان عوض شده ایم…
یا اینکه هر کداممان کجای دنیا افتاده ایم…
اصلا مهم نیست …
باز باران که ببارد ،
هروقت که میخواهد باشد ،
دلم هوایت را میکند …
یک ساعت که آفتاب بتابد…
خاطــره آن همه شبهای بــــارانی از یاد میرود….
این است حکایت آدم هــا….
فراموشـــــی….
دلــ ـــــم کــه میگیرد…
به خودم وعــ ــــده های روز خوب را میدهـــ ــم
از همــ ــان وعده های خوبــی که:
سالهــ ــــاست به امیــ ـــد رسیدنشان
تقویــ ــم را خط خطی میکنم…
قامتم خم شده…
دلــ ــــم گرفته …
حس عجیب تنهایی پاهایم را میلرزاند…
خودت میدانی …
من به این نبودنت عادت ندارم.